عنوانی به ذهنم نمیاد.

خرید بک لینک

عجیبه که میخوام بنویسم اما عنوانی براش به ذهنم نمیاد. میشه حدس زد که خودمم نمیدونم چی میخوام بنویسم و از کجا قراره بگم.

روزا تند گذشتن. خیلی تند. اونقدری که هنوز فکر میکنم همون پسر نوجونیم که از مدرسه میدویید پای تبلتش که با دوستای واقعیش چت کنه ... هنوز عمیقا درکش میکنم و هنوز تو آیینه همون چشمارو میبینم.

خوشحالم که بزرگ شدم ... سیبیل دارم... امرو تو صف نونوایی یه پسر بچه بهم گفت عمو ... قشنگ خودمو تو چشماش میدیدم! ...

(نکته: چشم دوس دارم . . ....

ما را در سایت . . . دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 74 تاريخ: يکشنبه 4 ارديبهشت 1401 ساعت: 5:52

صفحه بندی